1394/4/13
تعداد نظرات:0
09:14
شماره مطلب:139441324441
-A A +A
وبلاگ من و چادرم ، خاطره ها

مهر مادری خانوم حضرت زهرا

فکر کنم چادر هم میتونه با يك نگاه جهادي همون حس رو دائما برای ما ایجاد کنه که حضرت زهرا حقیقتا مادر معنوی ماست.

به گزارش قلم سپید ،وبلاگ من و چادرم ، خاطره ها نوشت:

هميشه حتی قبل از چادری شدنم به خاطر اینکه چادر در خانواده ما یک ارزش حساب میشد به چادر علاقه داشتم!

يادمه دو سال قبل از چادری شدنم با دوستان در سلف دانشگاه بودیم که یکی از بچه های چادری جمع (که البته چادر را خانواده براش انتخاب کرده بودن) از رفتنش به شهربازی و اينكه تو اون فضا تنها دختر جوان چادری خودش بوده! تعريف كرد و ناگهان با شماتت تعدادي از دوستان قرار گرفت كه بهش گفتن خب کی به تو نگاه میکرده؟ چرا چادرت را در نیاوردی؟ چادر برای بعضی از وسایل شهربازی خطرناک هست و از این جور توجیهات حمله گونه مقابل چادر!

این دوست ما هم كه مشخص شد چادرش به انتخاب خانواده بوده و هنوز خودش به اين انتخاب نرسيده نتونست از چادرش دفاع کنه! من دلم براي مظلوميت چادر سوخت و با اينکه اون موقع چادری نبودم به دوستان گفتم: چادر مثله کاپشن نیس که هر وقت گرمت شد در بیاوری و سردت شد بپوشی، چون بقیه به تن کردن تو هم تنت کنی و چون بقیه در آوردن در بیاری، چادر یه نگاهه ، یه فرهنگ و دیدگاه را نشون میده...

یادمه این حرفا رو که میزدم بچه ها تعجب کردن و يكي گفت به جای این بنده خدا تو باید چادر بپوشی!

اما جریان چادری شدنم برمیگرده به سال 88 اولش به خاطر یه نذر بود ولی بعد پیش از آنکه حاجتم برآورده بشه به خاطر علاقه ای که تو اون زمان و شرایط در قلبم نسبت اسلام و احکامش ایجاد شده بود، چادری شدم.

ولی بعد از یه مدت ،اذيتهاي نفس و وسوسه هاي شيطان شروع شد و اين زمزمه ها در درونم مي پيچيد كه: تو مگه گناه نمیکنی؟ مگه هیچوقت دروغ نمیگی؟  مگه هیچ وقت غیبت نمیکنی؟ اصلا تو که انسان کامل نیستی و تا وجود مقدس حضرت زهرا خیلی فاصله داری پس چرا با این وجود حالا اين وسط حجابت کامل باشه، برتر باشه؟ خب چادر هم نپوش!

یه روز كه غرق هجوم اين افکار بودم به دلم افتاد که درسته من هنوز متاسفانه به اون قدرت دروني نرسيدم كه در برابر هر گناهي در هر موقعيتي هميشه محكم بايستم ولی در هر صورت اگه من با تمام نواقصم در مقابل حضرت زهرا قرار بگیرم مطمئنا خانوم "منه چادری و محجبه " را بر "منه بی حجاب" ترجیح میدن. دوست داشتم تا جايي كه امكان داره خودم را در دل ايشان جا كنم و همین باعث شد که به دلیل این استدلال خدا را شکر چادرم را رها نکنم و بعد چادر هميشه يادآورم باشد كه در مسير كامل شدن قدم بردارم.

الان که فکر می کنم میبینم در واقع اصلی ترین دلیل چادری شدن و چادري موندنم چیزی نبود جز مهر مادری خانوم حضرت زهرا.

به قول اون مداحی " یاد امام و شهدا..." كه از قول رزمنده ها نقل مي كرد: حضرت زهراي بتول با اينكه ما نوكرشيم ، مادر ما بود به خدا ، مادر ما بود به خدا

فکر کنم چادر هم میتونه با يك نگاه جهادي همون حس رو دائما برای ما ایجاد کنه که حضرت زهرا حقیقتا مادر معنوی ماست.

انشالله تجلی نور پاک خاتون بر تمام زنان سرزمینم طنین انداز بشه و همه حس مادری شان را درک کنن و ملبس به لباس باطنی حیا و لباس ظاهری چادر بشن.

الهی آمین

اين روزها وقتي همراه چادرم در خيابان قدم مي زنم يا سر كلاسها تدريس ميكنم با همه ي وجود خدا رو شكر مي كنم كه حداقل در زمينه ي پوشش الگوي بدي براي اطرافيانم نيستم و يك نشانه همراه دارم كه مرا كمي در مسير بانوي دو عالم نشان مي دهد.

آزاده ارسال با ايميل

 

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.