1394/12/18
تعداد نظرات:0
19:17
شماره مطلب:1394121832903
-A A +A
شب بود، مردم شهر خسته از کار روزانه سر بر بالش استراحت گذاشته بودند...

از گلدسته جامع تا دسته گل نجفیه

به گزارش پایگاه قلم سپید، به نقل از وبلاگ چمدان آبی؛ شب بود، مردم شهر خسته از کار روزانه سر بر بالش استراحت گذاشته بودند ، شهر بخاطر وضعیت جنگی در خاموشی مطلق بسر می برد هیچ  لامپ و چراغی هم روشن نبود حتی اگر ماشین و یا موتوری چراغش را اتفاقی روشن می کرد هر کس او را می دید با صدای بلند به او می گفت : خاموش!!خاموش!!!

مردم می گفتند : اگر هواپیماهای عراقی حتی سوسوی نوری را ببیند بعنوان اینکه اینجا شهر و منطقه ی مسکونی ا ست آنجا را بمباران می کنند  .

مردم شهر دزفول هم بعضی ها در حوالی شهر حواسشون به شهرشون بود ، بعضی ها هم در (شوادون=اصطلاحی دزفولی) حدود ده ، پانزده متر زیر زمین در حال استراحت بودند ، بسیجی های شهر هم بعضی هاشون گشت و نگهبانی می دادند بعضی هاشون هم خسته از کار در پایگاههای بسیج ، رفته بودند کمی بیاسایند من هم درمسجد جامع پاسبخش شب بودم. که ناگهان صدای مهیبی ، همراه با نوری قوی شهر را لرزاند و روشن کرد . آنهایی که تازه خوابیده بودند با وحشت از خواب بیدار شدند ما هم طبق معمول رفتیم پشت بام مسجد جامع که ببینیم چه خبر است  چیزی مشخص نبود بدو بدو از پله های مناره ی مسجد به بالای گلدسته های مسجد جامع دزفول رفتیم اطراف را نگاه کردیم در سمت شرق یعنی مسیر خیابان طالقانی دیدیم که شعله ها و گلوله های آتشینی به آسمان پرتاب می شوند  نمی دانستیم چه شده است .آیا عراق شهر را گرفته است ؟ آیا شهر در حال سقوط است ؟ آیا عراق موشک زده است؟ و یا.....جواب را هم درست می کردیم. با خود می گفتیم اگر عراق شهر را گرفته است پس چرا از سمت شرق. اگر موشک زده است  پس این گلوله های آتشینی که دهها متر به آسمان پرتاب می شود چیست؟

از مسجد بیرون آمدیم ، میدان امام خمینی را دور زدیم در مسیر خیابان طالقانی  رفتیم به طرف شرق دزفول ،  نزدیکی مسجد نجفیه رسیدیم آنجا غوغایی بود ، بوی آتش و باروت ، صدای شیون وضجه ،  صدای ماشین آتش نشانی ،صدای کمک کن  ،کمک کنِ مردم .

سؤال کردیم چی شده ؟ گفتند: موشک به پشت مسجد نجفیه و به کامیونی که پر از کپسول های گاز بوده اصابت کرده ،دقیقاً پشت  دیواری که بچه های بسیج مسجد خوابیده اند و الان هم امکان کمک رسانی به آنان نیست . اینجا بود که دریافتیم آن گلوله های آتشینی که از روی گلدسته های مسجد جامع  آنها را می دیدیم که بسوی آسمان پرتاب می شوند همانا کپسول ها ی گاز بوده اند .

واقعاً راهی برای نجات بسیجیان نبود بالاخره با کمک مردم و آتش نشانی و تمام شدن گلوله ها ی آتشین  ، آنچه شد که نباید می شد.

و اما نتیجه ی این عمل وحشیانه ی رژیم صدام  در دل شب  13 گل پرپر در مسجد نجفیه دزفول بود که مظلومانه جان سپردند و به فیض شهادت نایل آمدند.

هیچگاه یادمان نمی رود نظاره ی  پرواز 13 گل نجفیه از فراز گلدسته  مسجد جامع ، گلهای نو شکفته ای به نامهای :

محمود سعادتی زارع - غلامرضا سپهری - علیرضا غلامی -عبدالنبی اکبربنا - غلامرضا ملک - مرتضی صارمی نیا - غلامرضا صارمینیا - غلامعلی دیناروند - غلامعلی دزفولی - غلامحسین دستوری رزاز - مصطفی رجول دزفولی - علیرضا حلیم زاده - محسن افشارنیا

 

منبع : وبلاگ چمدان آبی          راوی : محمد حسین درچین

 

 

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.